مغرب
معنی انگلیسی
sunset west
واژههای انگلیسی با این معنی
- vespers نماز مغرب، عبادت شامگاهي.
- westerner ساکن مغرب، باختر نشين
- evening pragen نماز مغرب، نماز شامه
- westbound مسافر مغرب، عازم.
- dogwatch نگهباني مغرب، کار تنبيهي
- lobo گرگ مغرب امريکا.
- first dog watch نگهباني اول (مغرب)، (از ساعت 16/00 تا 18/00)
- favonian وابسته به باد مغرب.
- west باختر، مغرب، غرب
- sunset غروب آفتاب، مغرب، نشست روز
- even-fall اول غروب، اول مغرب، شامگاه
- westwards سوي باختر، بطرف مغرب
- hesper (افسانه يونان) مظهرستاره غروب يازهره، ستاره مغرب
- dusk تاريکي، تاريکي مغرب، تاريک وروشن
- tenderfoot پيش اهنگ تازه کار، (مغرب امر.) ادم تازه وارد، تازه کار.
- occident باختر، غرب، مغرب
- sundown آفتاب غروب، غروب آفتاب، مغرب
- evening شام، غروب، مغرب
- zephyr باختر باد، باد صبا، باد مغرب
- vesperal غروبي، مغربي، شامگاهي