مقدور معنی انگلیسی convenient واژههای انگلیسی با این معنی foredoom از پيش مقدور يا محکوم کردن predesignate قبلا تعيين شده، مقدور، قبلا تعيين کردن. forbade قدغن کرد، نهي کرد، منع کرد forbad قدغن کردن، نهي کردن، منع کردن forbid قدغن کردن، نهي کردن، منع کردن