مناسب کردن معنی انگلیسی tailor واژههای انگلیسی با این معنی sawlog کنده درخت مناسب اره کردن. misfile بطور غلط يا درمحل غير مناسب بايگاني کردن. adapt وفق دادن، موافق کردن، جور کردن assort جور کردن، دسته (بندي) کردن، جور شدن roadworthy مناسب براي بکاربردن در جاده ها، آماده مسافرت، قابل سفر کردن correspound مطابق بودن، مناسب بودن، مکاتبه کردن pleadable عنوان کردن، مناسب براي دفاع، موجه