منتخب معنی انگلیسی adoptive choice chosen elect pick picked picking select واژههای انگلیسی با این معنی designee منتخب، منتصب، نامزد. tanist وارث منتخب لرد spectrozonal photography عکاسي از اشياء منتخب، عکاسي از اشياي مخصوص kata فنون کلاسيک و منتخب جودو، فرم، قالب (کاراته) eximious عالي، منتخب، ممتاز . excerpt مواداقتباس شده يابرگزيده، قطعه منتخب european essembly مجلس اروپا، مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهاي، کشورهايي که در "جامعه نيروي اتمي اروپا" select برگزيده، ممتاز، منتخب elect برگزيدن، انتخاب کردن، اختيارکردن adoptive انتخابي، اختياري، اقتباسي