منشعب شدن معنی انگلیسی fork part radiate ramify واژههای انگلیسی با این معنی ramified شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، شاخه دادن (يازدن) ramifies شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، شاخه دادن (يازدن) ramify شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، شاخه دادن (يازدن) fork چنگال، سه شاخه، شانه forkful چنگال، سه شاخه، شانه branch شاخه، شاخ، فرع furcate چنگالي، شاخه شاخه، ازهم شکافته divaricate منضعب شدن، دوشاخه شدن، ازهم جداشدن