منفعت
معنی انگلیسی
benefit gain profit return
واژههای انگلیسی با این معنی
- benefit (.n): منفعت، استفاده، احسان
- legitimate advantage منفعت مشروع
- reasonable advantage منفعت عقلائي
- reasonable profit منفعت عقلايي
- contingent profit منفعت احتمالي، سود اتفاقي
- cost benefit analysis تحليل هزينه و منفعت
- gain سود، منفعت، افزايش
- behoof سود، منفعت، مزيت
- profit سود، منفعت، فايده
- profitable پرسود، پر منفعت، منفعت دار
- lucrative پرسود، پر منفعت
- moneymaking پرسود، پر منفعت
- net profit سود ويژه، منفعت خالص
- loss and gain زيان و سود، ضرر و منفعت
- social benefit نفع اجتماعي، منفعت اجتماعي
- cost plus pricing تعيين قيمت فروش با افزودن ضريب مخصوص، منفعت به قيمت تمام شده
- pay dirt خاک زرگري يا خاک معدن قابل استفاده، تحقيقات واکتشافات با ارزش ومفيد، منفعت.
- gainless بي سود، بي فايده، بي منفعت
- use and occupation انتفاع و تصلاف، عنوان دعوي که مالک عليه مستاجري که پس از، انقضاء مدت اجاره از ملک استيفاء منفعت
- interest بهره، ربح، سود
- profitless بي سود، ناسودمند، بي فايده
- pay off پرداخت کردن (تمام ديون)، تاديه کردن، تسويه کردن
- utilities سودمندي، مفيديت، سود
- utility سودمندي، مفيديت، سود