مهر معنی انگلیسی affection charity earmark emblem liking love punch seal signet stamp واژههای انگلیسی با این معنی stamp مهر، نشان، نقش tromp مهر، نشان، نقش sigil مهر، امضاء، علامت نجومي impress مهر، نشان، اثر cachet مهر، نشان مشخص، کاشه sigill مهر، انگشتر مهردار signet مهر، خاتم philter مهر دارو، طلسم عشق.، مهر دارو دادن به handstamp مهر تمبر، مهر پستخانه، رجوع شود به rubber stamp mandrake مهر گياه، مردم گياه، دستنبو manragora مهر گياه، مردم گياه، دستنبو love some مهر باني، دوست د اشتني philtre مهر دارو، طلسم عشق. mandragora مهر گياه، سگ شکن. lead seal مهر سربي، پلمپ company seal مهر شرکت deferred dower مهر موجل mithraist مهر پرست mithraism مهر پرستي blank cheque سند يا مهر، چک سفيد، اختيار goldenseal گل مهر طلا rubber stamp مهر لاستيکي، با مهر لاستيکي مهر کردن، تصديق کردن. postmark مهر پستخانه، مهر باطل سازي، استامپ زدن great seal مهر سلطنتي.