موافق بودن معنی انگلیسی comport favor sympathize واژههای انگلیسی با این معنی comport موافق بودن، مطابقت کردن، سازش کردن string along موافق بودن، وفق داشتن، معوق گذاردن. agree موافقت کردن (يا داشتن)، موافق بودن، يکدل بودن go along همراه رفتن، همراهي کردن، موافق بودن. time وقت قرار، دادن براي، ضربي کردن conform مطابق کردن، برابرکردن، جورکردن establishmentarian مطابق کردن، برابرکردن، جورکردن disagree موافق نبودن، مخالف بودن، ناسازگاربودن