مکیدن معنی انگلیسی aspirate suck واژههای انگلیسی با این معنی suck مکيدن، مک زدن، خوردن (شير) thumb-sucking شست مکيدن sucking reflex بازتاب مکيدن fellate در دهان گرفتن و مکيدن آلت تناسلي مرد siphonage عمل سيفون کردن يا با لوله بيرون مکيدن vampirism اعتقاد بوجود vampire، خون مکيدن reabsorb باز در اشاميدن، دوباره مکيدن و جذب کردن. aspiratory وابسته به دمزني، تنفسي، وابسته به مکيدن haustellate داراي الت مکنده، مربوط به حشرات مکنده، مساعد براي مکيدن absorb جذب کردن، مجذوب کردن، کشيدن absorbingly جذب کردن، مجذوب کردن، کشيدن suckered جانور شيرخوار، سوپاپ، سنبه suckering جانور شيرخوار، سوپاپ، سنبه suckers جانور شيرخوار، سوپاپ، سنبه drunk اشاميدن، نوشيدن، خوردن drink اشاميدن، خوردن، نوشيدن acetabulum کاسه مفصل، حاق الفخه، کاسه ران حشره