نا استوار معنی انگلیسی inconsistent واژههای انگلیسی با این معنی instable نا استوار، بي ثبات lax سست، نا استوار، فاسد weak سست، کم دوام، نا استوار inconsistent متناقص، بي بروپا، نا استوار invertebrate بي مهره، غير ذينقار، نا استوار insubstantial غير واقعي، خيالي، نا استوار insubstantiality غير واقعي، خيالي، نا استوار ticklish غلغلکي، باريک، نا استوار nonrated برآورد نشده، سنجش نشده، مشخص نشده