نازک نارنجی معنی انگلیسی dainty effeminate fastidious soft squeamish tenderfoot touchy واژههای انگلیسی با این معنی pantywaist زير جامه ي کودک، نازک نارنجي، کودک صفت hard to please مشکل پسند، نازک نارنجي، سخت راضي شو squeamish نازک طبع، لطيف مزاج، نازک نارنجي patsy فريب خورده، شخص گول خورده، نازک نارنجي. fastidious دقت گير، باريک بين، مشکل پسند picksome دقت گير، باريک بين، مشکل پسند softy پسر ضعيف وزن نما، ادم ضعيف وسست عنصر.، زودباور Lydian ليده اي، زنصفت، شهواني