ناف معنی انگلیسی hub navel umbilicus واژههای انگلیسی با این معنی umbilici ناف، پيوندگاه، ناف خطوط خميده دريک سطح umbilicus ناف، پيوندگاه، ناف خطوط خميده دريک سطح hilus ناف، دهانگاه، دهانچه navel ناف، سره belly button ناف bellybutton ناف porta ناف جگر، باب الکبد، باب umbilical cord بند ناف، بند سره navel string بند ناف umbiliform به شکل ناف، نافديس، نافسان umbilication تشکيل ناف.، نافداري omphalotomy برش بند ناف hilar متمرکز ونزديک به ناف ومرکز. acromphalus برجستگي و زائده ء غير طبيعي ناف. umbilical نافي، واقع درنزديکي ناف، مرکزي omphalos قپه سپر، سنگ کله قندي، ناف mesogaster پرده اي که معده رابديوارعقبي شکم مي پيوند د، معده بند، ناحيه ناف hilum چيز خيلي ريز وکوچک، پيوندگاه گياه، محل دخول رگ وپي midsection قطعه مياني، ميان بخش.، شکم