نامساعد معنی انگلیسی adverse disadvantageous unfavorable unfriendly untoward واژههای انگلیسی با این معنی unfavorable نامساعد، بد، مخالف unfavourable نامساعد، بد unfavorable effect اثر نامساعد adverse weather هواي نامساعد adverse factors شرايط نامساعد، عوامل نامساعد unfavorable trade تجارت نامساعد، تجارت نامطلوب fog lookouts ديدبانهاي هواي نامساعد، ديدبان هواي بد backwind حرکت قايق در وضعي که باد اثر نامساعد، نسبت به بادبان قايق بعدي داشته باشد foul weather هواي خراب، هواي نامساعد unfriendliness ناهمراه، غير دوستانه، نامساعد unfriendly ناهمراه، غير دوستانه، نامساعد ill minded بد خواه، بد نيت، نامساعد foul ناپاک، پليد، گرفته disadvantageous زيان اور، بيفايده، بي صرفه contraries مخالف، مغاير، ناسازگار contrary مخالف، مغاير، ناسازگار ill favored غير جذاب، بد برخورد، زشت