نان خور معنی انگلیسی dependent واژههای انگلیسی با این معنی fermentarian ورامده خور (کسيکه درعشاء رباني نان ورامده، ميخورد) timeserver ابنالوقت، نان به نرخ روز خور، فرصت طلب dependant وابسته، تابع، نان خور dependently وابسته، تابع، نان خور encumber بار، قيد، مانع encumbrance بار، قيد، مانع