ناچار معنی انگلیسی imperative necessarily واژههای انگلیسی با این معنی inevitably ناچار، بناچار، حتما necessarily ناچار، بناچار، لاجرم impoverishments ناچار، لابد، حتما needs ناچار، لابد، حتما overplay حريف را ناچار به تغيير محل کردن fatally مقدرا، ناچار، بطورکشنده automatically خودبخود، بي اختيار، ناچار nolensvolens خواه ناخواه، چه بخواهي چه نخواهي، ناچار fain راضي، خشنود، ناچار resourceful کاردان، با تدبير، بي وسيله