نخست زاده معنی انگلیسی firstborn واژههای انگلیسی با این معنی first-begotten نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد firstborn نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد. first-born نخست زاده، فرزندارشد first ling نخست زاده (جانور)، نوبر. firstling نخست زاده (جانوران) نوبر، نخستين نتيجه