نرم شدن معنی انگلیسی relent soften واژههای انگلیسی با این معنی relent نرم شدن، رحم بدل اوردن، کمتر softening point نقطه نرم شدن، نقطه نرمي (قير)، نقطه نرمش softening temperature دماي نرم شدن crush hat کلاه نمدي نرم که ازله شدن خراب نميشود، کلاه بازيگرخانه melted آب شدن، نرم شدن، گداختن maturate رسيدن، نرم شدن mollescent نرم شونده، متمايل به نرم شدن soften نرم کردن، ملايم (تر) کردن، آهسته (تر) کردن melt آب شدن، حل شدن، تبديل شدن milden ملايم کردن، نرم کردن، ملايم شدن supple نرم، زود راضي شو، نرم کردن pulverize ساييدن، نرم کردن، نرم کوبيدن DPMI حروف اختصاري عبارت DOS Potected Mode، Interface (به مفهوم رابط حالت حفاظت شده DOS)، يک ret خيساندن، نرم کردن، نم کشيدن