نسل معنی انگلیسی age descent generation offspring removed stock واژههای انگلیسی با این معنی descendent نسل، زاده، زادگان descendant نسل، زاده، فرود third generation نسل سوم succeeding generation نسل بعدي geneticist نسل شناس. oophyte نسل گشنآور، تخم دار، اوفيت computer generations نسل هاي کامپيوتر second generation computer کامپيوتر نسل دوم fourth generation computer کامپيوتر نسل چهارم first generation computers کامپيوترهاي نسل اول third generation computers کامپيوترهاي نسل سوم fifth generation computers کامپيوترهاي نسل پنجم dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهي نژادي، مبحث فساد نسل. downward compatible کامپيوتر سازگار با کامپيوتر نسل قبل، همساز رو به پايين، سازگار رو به پايين P1 نشانه ( parental generation) بمعني نسل اول، نسل پدر و، مادري. removed فاصله خانوادگي، نسل homogamic داراي گل هاي شبيه بهم ومتجانس، توليد نسل، کننده بوسيله مقارت باهم جنس خود homogamous داراي گل هاي شبيه بهم ومتجانس، توليد نسل، کننده بوسيله مقارت باهم جنس خود F2 مخفف second filial generation بمعناي زير :، -1 نسل دوم، فرزنداني که از پيوند فرزندان دسته اول metagenesis تناوب توليد، تناوب نسل ها. aaronic هاروني، از نسل هارون، جزو گروه كشيشان پائين درجه مورمن(mormon) seed تخم، دانه، نسل seedless به تخم، بي دانه، بي نسل lips Logical Inferences Per Second، واحد اندازه گيري سرعت براي کامپيوترهاي، نسل پنجم