نشدن
معنی انگلیسی
mis-
واژههای انگلیسی با این معنی
- underdraw کشيده نشدن زه تا آخر
- expostfacto عطف به ماسبق نشدن قانون
- acid-fast (acid-proof) بيرنگ نشدن با اسيد، مقام نسبت به اسيد
- unsay نگفتن، گفته نشدن، انکار کردن
- impenitence سر سختي زياد در گناه، پشيمان نشدن از گناه، بي ميلي نسبت به توبه
- venosity وجودخون وريدي زياددراندامي، کثافت خون بواسطه پاک نشدن خون وريدي درشش
- overlook ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن
- overlookedoverlooking ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن
- oversight اشتباه نظري، سهو، ملتفت نشدن
- fail شکست خوردن، ردشدن، پذيرفته نشدن
- misesteem فقدان احترام نسبت به کسي، عدم احساس احترام، احترام قائل نشدن
- acid-proof مقاوم نسبت به اسيد، ثبات اسيدي، بيرنگ نشدن با اسيد
- ratchet effect اثر برگشت ناپذير، اثر چرخش دهنده، مصرف بالا و استاندارد بالاي زندگي باساني
- miscarried بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن
- miscarries بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن
- miscarry بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن
- inhere ذاتي بودن، جبلي، ماندگار بودن
- fizzle فيش، فس، باد در رفتگي
- oversee سرکشي کردن به، مباشرت کردن بر، رسيدگي کردن