نعره معنی انگلیسی bawl bellow cry howl scream yell yowl واژههای انگلیسی با این معنی lowing نعره، ماق (گاو) war cry نعره جنگ war-cry نعره جنگ yawl فرياد زدن (يا کشيدن) نعره زدن، فرياد، نعره troat نعره گوزن نرهنگام مستي يا شهوت slogan نعره جنگ که در ميان کوهستاني هاي، اسکاتلندمعمول است، نعره yowl فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره، هلهله yell فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره زدن، فرياد bellow ماق کشيدن، نعره زدن، ماق escry فرياد و غريو جنگي سردادن، نعره جنگي vociferance سروصدا، فرياد و نعره، زوزه vociferation فرياد، داد، نعره bawl دادزدن، فريادزدن، نعره زدن vociferate با صداي بلند ادا کردن، بلند صدا کردن، داد زدن waul ناله کردن، شيون کردن، زاري کردن bell زنگ، دراي، زنگوله blurted فرياد، داد، جار blurting فرياد، داد، جار cries فرياد، داد، جار cry فرياد، داد، جار hallooed فرياد، داد، جار keened فرياد، داد، جار keening فرياد، داد، جار boohooed هقهق گريه کردن، زار زار گريستن، گريه ي پرصدا