نقشه برداری
معنی انگلیسی
survey surveying topography
واژههای انگلیسی با این معنی
- land surveying نقشه برداري، برداشت
- mapping نقشه برداري، نگاشت.
- surveyers notebook دفتر نقشه برداري
- surveying error خطاي نقشه برداري
- surveying polygon شبکه نقشه برداري
- survey control کنترل نقشه برداري، نقطه کنترل نقشه برداري، سيستم کنترل نقشه برداري
- field survey نقشه برداري زميني
- ground survey نقشه برداري زميني
- leveling staff ژالون نقشه برداري
- levelling staff مير (نقشه برداري)
- stencil plate الگوي نقشه برداري
- surveying insatrument اسباب نقشه برداري
- surveyor's staff ژالون نقشه برداري
- tacheometer دوربين نقشه برداري
- survey station ايستگاه نقشه برداري، ايستگاه کنترل نقشه برداري
- flying levels خط تراز نقشه برداري، افق تراز متحرک
- topographical surveying نقشه برداري ارتفاعي
- gunter's chain متر فلزي نقشه برداري
- observation station ديدگاه (نقشه برداري)
- reference datum سطح مبناي نقشه برداري، سطح مبنا، سطح افق بار يا وزن هواپيما
- geodetic datum سطح مبناي نقشه برداري، افق مبناي نقشه برداري زميني جهاني
- field control نقاط کنترل نقشه برداري، نقاط کنترل زميني نقشه برداري
- auxiliary base line باز کمکي (نقشه برداري)
- back sight ديد عقب در نقشه برداري