نقل و انتقال
معنی انگلیسی
movement
واژههای انگلیسی با این معنی
- redeployment نقل و انتقال.
- fast shuttle نقل و انتقال سريع، تغيير مکان سريع يکانها يا خودرو
- osborne shackle قلاب نقل و انتقال، قلاب حامل
- air delivery نقل و انتقال هوايي، نقل و انتقال از راه هوا، حمل و نقل از راه هوا
- labor turnover نقل و انتقال کارگري
- gift tax ماليات بر نقل و انتقال بلاعوض، ماليات برهبه
- transient forces نيروهاي در حال عبور يا نقل و انتقال، نيروهاي در حال توقف موقت در منطقه عمليات
- transfer berth دوبه يا سکوي نقل و انتقال نيروها به، ساحل از ناوچه هاي آب خاکي
- transfer area در عمليات آب خاکي منطقه نقل و انتقال، نيروها از ناوچه ها به ساحل
- eluviate بوسيله باد و باران نقل و انتقال يافتن
- transfer processing امور اداري نقل و انتقال و تسويه حساب با، يکان اوليه براي انتقال به يکان ديگر
- acculturate نقل و انتقال دادن فرهنگ يک جامعه به جامعه ء، ديگر، فرهنگ پذيرفتن.
- redeploy جابجا کردن، نقل و انتقال دادن، مجددا مستقر کردن
- tactical movement حرکات تاکتيکي، نقل و انتقال نظامي
- airborne هوا برد، بوسيله هوا نقل و انتقال يافته .
- air delivery container جعبه هاي مخصوص حمل بارهاي هوايي، جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوايي
- conveying capacity قدرت انتقال، ظرفيت حمل و نقل