نماینده کردن معنی انگلیسی delegate واژههای انگلیسی با این معنی delegate نمايندگي دادن، نماينده کردن، وکيل کردن depute نمايندگي دادن، نماينده کردن، مامورکردن personified بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن personifies بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن personify بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن incarnate مجسم کردن، صورت خارجي دادن 7 نماينده جسمي بودن از، صورت واقعي دادن personalization بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن personalize بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن factor عامل، حق العمل کار، نماينده factorsMathematics عامل، حق العمل کار، نماينده flack نماينده ي مطبوعات، نمايندگي مطبوعات کردن