نهاد! معنی انگلیسی naturally واژههای انگلیسی با این معنی character نهاد، سيرت، منش id نهاد ill grained بد نهاد، بد خو، زمخت ill set بد نهاد social institution نهاد اجتماعي institutionalism مکتب اصالت نهاد، نهادگرائي trueborn پاکزاد، پاک نهاد. thetic تجويزي، تحکم آميز، نهاد يک scoundrelly پست، رذل، به نهاد anti thesis نقيض، وضع مقابل، آنتي تز trueheartedness صميمي، بي ريا، پاکباز nature طبيعت، ذات، گوهر