نوازش کردن معنی انگلیسی caress coddle pet soothe stroke واژههای انگلیسی با این معنی fondle نوازش کردن، ناز کردن، در آغوش گرفتن snoozle نوازش کردن، پوزه بخاک ماليدن (مثل سگ)، بخواب رفتن coddle نوازش کردن، نازکردن، خوراندن cherie نوازش کردن cuddle درآغوش گرفتن - نوازش کردن - غنودن -، درآغوش گيري blandish ريشخندکردن، نوازش کردن، چاپلوسي کردن caress نوازش، دلجويي، نوازش کردن snog بوسيدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن