نیست
معنی انگلیسی
absent dead defunct extinct undone
واژههای انگلیسی با این معنی
- aint نيست
- inextinct نيست نشده، از بين نرفته، خاموش نشده
- dont mention it چيزي نيست، اهميت ندارد
- needn't لازم نيست.
- niet le fait کار او نيست، او نکرده است
- nojoy موفقيتي نيست، موفق نشدم (درگيري هوايي)
- clara هدف موجود نيست، منطقه رادار پاک است، (رمز براي رادار رهگيري)
- annihilation (عمل) نيست کردن، اعدام، نيستي
- isn't he there ايا او اينجا نيست
- pigs might fly وقوع هر چيزبعيد نيست، کاردنيا را چه ديدي
- nfs مخفف: براي فروش نيست
- mum's the word اين سخن فاش کردني نيست، اين حرف را بايد پنهان داشت
- NL مخفف: لاتين: خوانا نيست
- blind side سمتي که بازيگر متوجه آن نيست، سمت خط تجمع نزديک به خط مماس (رگبي)
- nonconformist کسيکه با کليساي رسمي موافق نيست
- irony of fate پيشامدي که بخودي بخودنا گوار نيست ولي، نابهنگام است، پيشامد
- nonstriker يازيگري که در لحظاتي از بازي فعال نيست
- xanthin ماده زرد رنگ گلهاي زرد که قابل حل نيست
- outside agency شخصي که مجاز نيست در زمين گلف به بازيگر، کمک فکري کند
- recusant (کسي) که با کليساي رسمي انگليس موافق نيست
- illusionism اعتقاد باينکه هستي هاي گيتي جز خواب و خيال، نيست
- chose in action حق مالکيت نسبت به اموالي که در تصرف فرد، نيست
- uncreate نابود کردن، نيست شدن، معدوم کردن
- it's only me منم، کسي نيست