نیست کردن معنی انگلیسی extinguish extirpate undo واژههای انگلیسی با این معنی annihilation (عمل) نيست کردن، اعدام، نيستي annihilate نابود کردن، نيست کردن، معدوم کردن annihilability نابود کردن، نيست کردن، معدوم کردن extinguish خاموش کردن، فرونشاندن، پاک کردن declaratory statute قانون اعلامي، قانون تاکيدي، قانوني است که محتوي مطلب جديدي نيست touch football نوعي فوتبال با 6 يا 9 بازيگر در هر تيم، که سد کردن مجاز است ولي حمله بدني مجاز، نيست و فقط لمس حريف کافي است undoing عمل گشودن، باز کردن، وا کردن hot dog skiing اسکي کردن با سرعت در ميان پستي و بلندي، يا بوس و تابع تکنيک خاصي هم نيست uncreate نابود کردن، نيست شدن، معدوم کردن