نیمکت معنی انگلیسی bench daybed divan seat settee واژههای انگلیسی با این معنی daybed نيمکت، نيمکت تختي sofa نيمکت، نيمکت مبلي settee نيمکت chaise longue نوعي نيمکت دراز. cross bench نيمکت بيطرفان در مجلس couchette نيمکت قابل تبديل به تختخواب، تختک bench-press پرس روي نيمکت (وزنه برداري) pew (درکليسا) نيمکت ثابت جاي خانوادگي، جاي چند نفري sawhorse نيمکت زير الوار اماده براي اره کشي، خرک. camelback صندلي يا نيمکت که پشت آن به شکل نيمدايره، کوهان شتر باشد، مبل کوهاني lounger کسيکه در نيمکت يا در سالن انتظار استراحت، ميکند. chesterfield پالتوسه دکمه که يقه ي آن روکش مخملي دارد، نيمکت فنري podia ديوارکوتاهي که گرداگردتماشاخانه ميساختند، نيمکت دورتادور، پا podium ديوارکوتاهي که گرداگردتماشاخانه ميساختند، نيمکت دورتادور، پا knife board ميزي که روي ان کاردهاراپاک مي کنند، نيمکت دوطرفه دربالاي امنيبوس antimacassar رويه صندلي، پوشش صندلي و نيمکت و مانند آن seat جا، صندلي، نيمکت tete a tete دو به دو، محرمانه، گفتگوي دو به دو يا محرمانه bench جا، جاي ويژه، مسند داوري