نیک
معنی انگلیسی
fortunate good well right
واژههای انگلیسی با این معنی
- optimist نيک بين، خوش بين
- good omen فال نيک، شگون
- towardly نيک فرجام، خوش يمن، آمددار
- optimize نيک بين بودن، خوش بين بودن
- good deeds کردارهاي نيک، افکار نيکو
- prosper نيک انجام شدن، کامياب شدن، کامران شدن
- fulminic acid اسيد فولمي نيک
- optimistically از روي نيک بيني، خوش بينانه
- melodramatic وابسته به نمايشهاي موثر و احساساتي نيک انجام، احساساتي
- melodramatically وابسته به نمايشهاي موثر و احساساتي نيک انجام، احساساتي
- prosperous خوش، نيک، خجسته
- reputable معتبر، نيک نام، مشهور
- highborn اصيل، نيک نژاد، خوص اصل
- optimism خوش بيني، نيک بيني
- health clinic درمانگاه، کلي نيک پزشکي
- optimistic خوش بينانه، مبني بر نيک بيني يا خوش بيني
- good خوب، نيکو، نيک
- good manners آداب، حسن سلوک، نيک روشي
- sonsy خوشبخت، خوشحال، نيک انجام
- sonsie خوشبخت، خوشحال، نيک انجام
- ethicist به کردارشناس، بهخوي شناس، نيک کردار شناس
- handsome زيبا، قشنگ، سخاوتمندانه
- wellbeing تندرستي، سلامتي و خوشي، خوشبختي
- successful کامياب، موفق، پيروز