هرزه کردن معنی انگلیسی corrupt deprave واژههای انگلیسی با این معنی cackle قات قات، غدغد، وراجي يا هرزه درايي کردن heehaw قات قات، غدغد، وراجي يا هرزه درايي کردن traipse قدم زدن، راه رفتن، بزحمت راه رفتن jaw فک، ارواره، گيره jade اسب پير، اسب، زن هرزه blackguard هرزه، بداخلاق، بد دهن footle لودگي يا بازي کردن، ژاژخايي، هرزه (درآيي) blackgurad سربازمحافظ، ولگرد، ادم هرزه