هفته
معنی انگلیسی
hebdomad week
واژههای انگلیسی با این معنی
- hebdomad هفته، مدت هفت روزه، شماره هفت
- sennight هفته
- week هفته
- weeknight شب هفته
- week-end آخر هفته
- midweek ميان هفته، چهارشنبه
- weekday روز هفته .، وابسته به روزهاي هفته
- fair market هفته بازار، بازار مکاره
- last week هفته گذشته
- next week هفته گذشته
- half-moon ماه يک هفته، چيزهلالي، نصفه ماه
- f.service نمازمعمولي هفته
- triweekly هر سه هفته يکبار، سه هفته اي.، هفته اي سه بار
- weekends هر تعطيلي آخر هفته، در اکثر تعطيلات پايان هفته
- weekend (bweekends) اخر هفته، تعطيل اخر هفته، تعطيل اخر هفته را گذراندن.
- Passiontide يک هفته پيش از عيد پاک
- semiweekly رخ دهنده دومرتبه در هفته، نيم هفتگي.، مجله ي نيم ـ هفتگي
- semi weekly هفته اي دوبار (رخ دهنده)، هفته اي دوبار (منتشر شونده)
- passion week هفته پيش از رستاخيز مسيح، هفته مصيبت
- maundy thursday پنجشنبه هفته عذاب ورنج عيسي.
- running days ايام هفته (تعطيل يا غيرتعطيل)
- christmas-tide هفته اي که آغاز آن 24 دسامبراست، عيسويه
- Tenebrae عبادت سه روز آخر هفته ي عيد پاک
- week day روز معمولي هفته (جزيکشنبه ياشنبه يا آدينه، از نظر مذاهب مختلفه)