هم هنگام معنی انگلیسی synchronous واژههای انگلیسی با این معنی greening سيب سبز (يکجورسيبي است که هنگام رسيدگي هم، سبزاست) replicate برگشته، روي هم افتاده، پرده هم مايه در هنگام بالاتر يا پايينتر sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي eyestrings (تش.)، ضمائم چشمي که سابقا معتقد بودند هنگام، کوري ومرگ از هم گسيخته مي گردد. high time اصل موقع وکمي هم گذشته ازموقع، هنگام خوشي وعيش ونوش