هنگ
معنی انگلیسی
regiment
واژههای انگلیسی با این معنی
- regiment هنگ، گروه بسيار، هنگ هنگ کردن
- regimentally هنگ، گروه بسيار، هنگ هنگ کردن
- fanion پرچم هنگ، پرچم مساحي ونقشه برداري.
- legionnaire سرباز هنگ، سرباز لژيون، عضو لژيون.
- legionary سرباز هنگ، سربازهنگي، سپاهي
- regiment of f. هنگ پياده
- foreignlegion هنگ بيگانه، سرباز داوطلب در ارتش
- regiment commander فرمانده هنگ
- hong kong بندر هنگ کنگ.
- pennon پرچم دراز سه گوش يادم چلچه اي که نشان هنگ، هاي نيزه داراست، پرچم دراز کشتي
- legion در روم باستان سپاهي که از3000 تا6000 تن پياده و، 300 سوارداشت، هنگ
- regt مخفف :، عضو هيات امنا، هنگ
- regimental هنگي، وابسته بهنگ، لباس هنگ
- body-guard نگهبان، موکب، هنگ ويژه
- life guard نگهبان، گارد، هنگ ويژه
- regimentation دسته بندي، گروه بندي، تشکيل هنگ
- fusileer (سابقا) تفنگدار، سربازي که تفنگ چخماقي داشت، (امروزه) هنگ تفنگداران ارتش انگليس.
- vexillum درفش، پرچم نصب شده در ميدان، پرچم
- ranger نگهبان پارک سلطنتي، جنگل بان، تفنگ