ودیعه معنی انگلیسی deposit endowment واژههای انگلیسی با این معنی deepositor وديعه گذار reposit وديعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن reserve requirement مقدار وديعه مالي که هر بانک تجارتي در، بانک مرکزي بايد داشته باشد lodgment or lodge منزل گيري، سپارش پول، وديعه گذاري deposit سپرده، امانت، بيعانه truster اطمينان کننده، باور کننده، امانت گذار