وضعی معنی انگلیسی ordinal واژههای انگلیسی با این معنی postural reflexes بازتابهاي وضعي skeet gun تفنگ مخصوص تيراندازي 8 وضعي gyrostat التي که جنبش وضعي جسمي رانشان ميدهد، چرخ backwind حرکت قايق در وضعي که باد اثر نامساعد، نسبت به بادبان قايق بعدي داشته باشد baby split وضعي که ميله هاي 2 و 7 يا 3 و 10 بولينگ، باقي مي ماند gyrostabilizer التي که جنبش حرکت وضعي زمينرا نشانميدهد، چرخ. gyrostatics مبحث چرخش اجسام، گفتار در جنبش وضعي gyroscope گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند) gyroscopic گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند) gyroscopically گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند) rotation چرخش، گردش (چيزي گرد سه يامحورخود)، حرکت وضعي rotate چرخيدن، برسه خود گرديدن، برمحورخودگشتن