وعده کردن معنی انگلیسی appoint واژههای انگلیسی با این معنی vow نذر، پيمان، عهد rendezvous وعده گاه، آمدن گاه، ميعاد redezvous محل تلاقي يکانها، رانده وو، محل ملاقات invite دعوت کردن، خواندن، طلبيدن