وفق
معنی انگلیسی
tune
واژههای انگلیسی با این معنی
- self adapting خود وفق
- adapt وفق دادن، موافق کردن، جور کردن
- accommodated وفق دادن، جادادن
- accommodates وفق دادن، جادادن
- irreconcilable وفق ناپذير، ناسازگار، جوورنشدني
- inadaptable وفق ندادني، غير قابل توافق، ناسازگار
- irreconcilability وفق ناپذيري، اصلاح ناپذيري، سختي در عقيده
- data adapter وفق دهنده داده
- video adapter وفق دهنده بصري
- self adapting computer کامپيوتر خود وفق.
- CGA وفق دهنده نگاره سازي رنگي، سي جي اي
- color graphics adapter وفق دهنده نگاره سازي رنگي
- hercules graphics adapter وفق دهنده نگاره سازي هولوکس
- enhanced graphics adaptor وفق دهنده نگاره سازي پيشرفته
- conciliator جلب رضايت کننده - آشتي دهنده - وفق دهنده
- accordance مطابقت، وفق، موافقت
- placation اشتي، وفق، تسکين.
- accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن
- adaptor سازوارگر، وفق دهنده، جرح و تعديل کننده .
- string along موافق بودن، وفق داشتن، معوق گذاردن.
- tuned ميزان شده، وفق يافته، کوک شده .
- line adapter آداپتور خطي، وفق دهنده خطي
- irrecocilably بطور اصلاح ناپذير، بطور وفق ناپذير، چنانکه نتوان انرا وفق داد
- EGA اي جي اي، وفق دهنده نگاره سازي پيشرفته