پادو معنی انگلیسی doorman flunky legman office boy page واژههای انگلیسی با این معنی flunkey پادو، چاپلوس، جيفه خور flunkiesflunkey پادو، نوکر، چاپلوس جيفه خوار flunky پادو، نوکر، چاپلوس جيفه خوار footboy پادو، شاگرد، نوکر footpage پادو، غلام بچه errand-boy پادو، شاگرد bellboy پادو مهمانخانه، پيشخدمت. pot boy پادو فاحشه خانه callboy پادو يا پيشخدمت .، پادو، در باز کن و راهنماي هتل lackey نوکر، پادو، فراش lacquey نوکر، پادو، چاکر powder momey باروت بر، پادو legman خبرنگار محلي، پادو.، وردست busboy کمک پيشخدمت، پادو. shop girl شاگرد دکان، شاگرد پادو potboy پسرک يا پيشخدمت ابجو فروشي، پادو فاشحه خانه . bellhop مخفف bell bopper، پيشخدمت و پادو مهمانخانه . runner دونده، شخص يا اسبي که در مسابقه دو شرکت مي کند، پادو shop boy شاگرد دکان، شاگرد، پادو boy پسر بچه، شاگرد، خانه شاگرد boyishness پسر بچه، شاگرد، خانه شاگرد buttons (جمع) دکمه، تکمه، شاگرد button دکمه، تکمه، شاگرد knave فرو مايه، ادم پست فطرت، ادم رذل