پارسنگ معنی انگلیسی balance counterpoise counterweight equipoise makeweight standoff واژههای انگلیسی با این معنی sash balancing weight پارسنگ، وزنه متعادل کننده countermeasure پارسنگ، اقدام متقابل. makeweight پارسنگ چيز کمي که براي افزايش سنگيني چيز، ديگر بکار برده شود counterbalance وزنه تعادل، پارسنگ، نيروي برابر counterweigh وزنه تعادل، پارسنگ، برابري کردن با counterpoise وزنه تعادل، پارسنگ، نيروي برابر counterweight وزنه برابر، وزنه تعادل، پارسنگ