پالایش
معنی انگلیسی
purgation purification refinement
واژههای انگلیسی با این معنی
- refinement پالايش، تصفيه، پالودگي
- filtration پالايش، تصفيه، زلال سازي
- defecation پالايش، تصفيه، خروج براز
- depuration پالايش، پالش، تصفيه
- filtertion پالايش، پالاد
- refining of oil پالايش نفت
- activity catharsis پالايش عملي
- refining furnace کوره پالايش
- refining hearth بوته پالايش
- natural purification پالايش طبيعي
- verbal catharsis پالايش کلامي
- refining slag سرباره پالايش، شلاکه پالايش
- refining process فرآيند پالايش
- refined oil نفت پالايش شده، نفت تصفيه شده
- self purification پالايش خودبخودي
- zone refining پالايش منطقه اي
- refinery process فرآيند کوره پالايش
- stepwise refinement پالايش گام به گام.
- furnace refining تصفيه و پالايش کوره
- scorification پالايش مواد معدني بوسيله گداختن ان باسرب، تبديل به کف يا تفاله
- gas cleaning تصفيه گاز، پالايش گاز
- filter layer لايه صافي، لايه پالايش
- retorting تقطير، پالايش سيماب
- rectifier اصلاح کننده، الت تقطيريا پالايش