پاییدن معنی انگلیسی beware eye mind police proctor protect see spy surveillance tend watch watchdog واژههای انگلیسی با این معنی invigilation پاييدن شاگردان هنگام امتحانات، نظارت در امتحانات invigilate شاگردان را هنگام امتحانات پاييدن، در امتحان نظارت کردن watch guard زنجير يا طنابي که براي نگهداشتن و پاييدن، کسي بکار ميبرند surveillance نظارت، مراقبت، پاييدن control equipment ابزار نظارت، ابزار وارسي، ابزار پايش (از پاييدن) lookout مراقب، ديده بان، ديدگاه