پرزحمت معنی انگلیسی demanding thorny toilsome troublesome vexatious واژههای انگلیسی با این معنی operose پرزحمت، رنج دار، زحمت کش laboursome پرزحمت، زحمت کش، رنجبر operous پرزحمت، پرکار، دشوار. toilful پرزحمت painful دردناک، پرزحمت، رنج اور spiny خار دار، پرزحمت، دشوار cumbrous مايه زحمت، اسباب زحمت، پرزحمت onerous سنگين، گران، دشوار ponderous سنگين، گران، کسل کننده laborious کار کن، زحمت کش، ساعي