پرستش
معنی انگلیسی
adoration worship
واژههای انگلیسی با این معنی
- worship پرستش، عبادت، ستايش
- ador پرستش، ستايش، عشق
- meeting house پرستش گاه، معبد، عبادتگاه
- place of worship پرستش گاه، عبادتگاه
- martyrolatry پرستش شهدا
- hierolatry پرستش اولياء، ستايش مقدسات
- phallicism پرستش الت مردي
- phallism پرستش الت مردي
- bibliolatry پرستش کتاب مقدس
- latri پرستش خداي برحق
- elemental worship پرستش قواي طبيعي
- cult پرستش - آيين ديني
- cultish پرستش - آيين ديني
- cultist پرستش - آيين ديني
- hagiolatry پرستش اولياومقدسان
- hours of worship ساعات پرستش يانماز
- idolization پرستش چيزي مانند بت، بت پرستي، نوازش زياد
- devotional وابسته به پرستش يانماز
- phallic وابسته به پرستش الت مردي، وابسته به الت رجوليت، وابسته به قضيب
- philanthropically ازروي نوع پرستش يا بشر دوستي، نوع پرستانه
- monolatry پرستش يک خدا از ميان چند خدا
- theriaanthropism پرستش موجوداتي که نيمي انسان و نيمي، جانور باشند
- martyry کليسايا پرستش گاهي که بيادگار يکي از، شهدابر پاکنند
- bacchic وابسته به باکوس خداي ميگساري و پرستش او، مستانه و پرهياهو، اواز مستي.