پستان
معنی انگلیسی
bosom breast udder
واژههای انگلیسی با این معنی
- titty پستان، نوک پستان، ممه
- sebesten سگ پستان
- nipple نوک پستان، سر پستانک، بر آمدگي پستانک
- mammila نوک پستان، اندام يا چيز ديگر که مانند پستان باشد
- mammilla نوک پستان، چچو، هر برجستگي شبيه نوک پستان
- mastodynia پستان درد، پستان مانند، پستاني
- bodice پستان بند، بربند (زنانه)، کمر تنگ کن
- mammiform پستان وار، مانند پستان
- mammogram عکس پستان، پستان نگاره
- teat نوک پستان، سر پستان
- brassiere پستان بند
- mammalgia پستان درد
- mammate پستان دار
- falsies پستان افزا، بزرگ نما
- bra پستان بند.
- full-breasted بزرگ پستان
- mastitis آماس پستان
- dug پستان جانور، کند، فروکرد
- bosomy پستان مانند، داراي پستان برجسته .
- mammography پستان نگاري، عکسبرداري از پستان
- mammillary پستان مانند، بصورت پستان.
- mammilate داراي پستان، يا پستانک
- falsie لايي پستان بند، پارچه يا لاستيکي که بشکل پستان ساخته اند، و درپستان بند کار ميرود.
- wean از پستان گرفتن، از شير مادر گرفتن، وا گرفتن