پناهنده معنی انگلیسی defector evacuee refugee واژههای انگلیسی با این معنی appeal پناهنده شدن، رو آوردن، پناه بردن appealingly پناهنده شدن، رو آوردن، پناه بردن take reffuge پناهنده شدن، پناه آوردن، پناه بردن displaced persons اشخاص پناهنده، تبعيديان clientship حالت پاسمت کسيکه بديگري پناهنده شده يا، اوراوکيل خودکرده است tree درخت، به درخت پناهنده کردن، قالب کردن (چکمه) take sanctuary بست نشستن، پناهنده شدن به اماکن مقدسه refuge پناه دادن (به)، پناه بردن، پناهنده شدن refugee مهاجر، فراري، گريخته fugitiveness گريزندگي، گريختگي، امادگي براي گريز resort دست بردن، متشبث شدن، تشبت کردن fugitive گريزنده، گريخته، فراري