پهنک معنی انگلیسی blade country flake patch shingle واژههای انگلیسی با این معنی planula پهنک coastal area پهنک کرانه اي tape نوار باريک، پهنک، بند arid area ناحيه خشک، پهنک خشک laminable تيغه تيغه شدني، پهنک شدني، لايه لايه شدني lamin ورقه، لايه نازک، پهنک برگ tessera ژتون، پولک، هر يک از قطعات مربع که موزاييک از آن