پی دار معنی انگلیسی nervous واژههای انگلیسی با این معنی thewed پي دار، ماهيچه دار، نيرومند innervate دارايي پي کردن، پي دار کردن، داراي عصب کردن tendinous پي مانند، وتري، پي دار groundbreaking مراسم پي ريزي و آغاز ساختمان، وابسته به اين مراسم، پيشگام running دونده، روان، جاري