پیرزن معنی انگلیسی biddy واژههای انگلیسی با این معنی gammer پيرزن، نه نه جان، پيرزن روستايي hag پيرزن زشت، زن جادوگر، ساحره hag-fish پيرزن زشت، عجوزه زشت، زن جادوگر harridan پيرزن زشت، جنده ازکارافتاده، زن شرور old womanishness پيرزن صفتي beldame پيرزن (زشت)، عجوزه، سليطه crone پيرزن فرتوت، عجوزه carling زن، پيرزن، عفريته . grimalkin گربه ماده پير، پيرزن کينه جو witch زن جادو گر، ساحره، پيرزن grannie مادر بزرگ، نه نه جان، پيرزن geezer پيرمرد، عجوزه، پيرزن grandam مادربزرگ، ننه بزرگ، جده پيرزن geyser چشمه اب گرم، پيرمرد، عجوزه