پیشنهاد معنی انگلیسی approach bid offer offering proffer proposition recommendation suggestion واژههای انگلیسی با این معنی offer پيشنهاد، عرضه، تعارف offeror پيشنهاد، عرضه، تعارف proposition پيشنهاد، موضوع، مسئله proposal پيشنهاد، طرح proposal form فرم پيشنهاد، فرم درخواست بيمه propose پيشنهاد کردن، طرح کردن، در نظر داشتن proffer پيشنهاد کردن، تقديم داشتن، عرضه داشتن tendering form ورقه پيشنهاد، برگ پيشنهاد، برگ درخواست offer to purchase پيشنهاد خريد، پيشنهاد جهت خريد firm offer پيشنهاد قطعي، پيشنهاد ثابت mover پيشنهاد کننده، پيشنهاد دهنده، تکان دهنده acceptance of offer پذيرش پيشنهاد، قبولي پيشنهاد bidder پيشنهاد دهنده proposal of marriage پيشنهاد عروسي tenderer پيشنهاد دهنده counterbid پيشنهاد متقابل، جواب خريدار به فروشنده counter offer پيشنهاد متقابل، عرضه متقابل counter-offer پيشنهاد متقابل counteroffer پيشنهاد متقابل counterproposal پيشنهاد متقابل offer for sale پيشنهاد جهت فروش bid against پيشنهاد بهتري دادن request for proposal تقاضا براي پيشنهاد allotment advice پيشنهاد تخصيص حقوق يا پرسنل، پيشنهاد سهميه بندي حقوق يا پرسنل