پیشکش معنی انگلیسی donation gift present presentation token واژههای انگلیسی با این معنی dedicate پيشکش کردن، اهداکردن، تقديم کردن dedicative پيشکش کردن، اهداکردن، تقديم کردن essaying پيشکش هديه، تقديمي، قرباني offering پيشکش هديه، تقديمي، قرباني offerer پيشکش کننده، تعارف کننده، پيشنهاد کننده dedicator پيشکش کننده، اهدا کننده، وقف کننده presentation copy نسخه پيشکش کردني، نسخه تقديمي presentability شايستگي براي معرفي يا پيشکش کردن، قابليت معرفي يا ارائه grant aid کمک بلاعوض، کمک پيشکش gratuitous issue آماد پيشکشي، لباس پيشکش presentably بطور قابل معرفي، چنانکه بتوان پيشکش کرد give دادن (به)، بخشيدن، پيشکش کردن gift بخشش، پيشکشي، استعداد